باغ بارون زده سیاوش قمیشی

سیاوش قمیشی

متن ترانه های عروسک شب

متن ترانه های آلبوم عروسک شب


دیوونه

این همه، دردسر، فایده نداره
دیگه تو،تو دلم،جایی نداری
این همه، دردسر، فایده نداره
تو دلم،دیگه تو، جایی نداری
دیوونه، دیوونه، که دلش هرجا میره
می مونه، می مونه، تا که از راه در می ره

کی جواب درد بی درمون من، پیدا می شه
کی میشه، کجا می شه، که من آروم بگیرم
از تموم دار دنیا تو فقط مونده بودی
تو فقط دلخوشی من توی زندگی بودی

این همه، دردسر، فایده نداره
تو دلم،دیگه تو، جایی نداری
دیوونه، دیوونه، که دلش هرجا میره
می مونه، می مونه، تا که از راه در می ره


دوزخی

ای تو جاری شده در قشنگترین، دقایقم
ای تو با من آشنا، ناجی قلب عاشقم
ای تو پیدا شده در، لحظه التهاب دل
ای تو در سکوت شب، بهانه های هق هقم
کسی مثل تو توهرم نفسم، جاری نشد
کسی جز تو به سرم، دست نوازش نکشید
کسی مثل تو منو به ظلمت شب نسپرد
کسی قلب منو مثل تو به آتیش نکشید
کسی قلب منو مثل تو به آتیش نکشید

کسی هستی منو مثل تو از ،من نگرفت
کسی مثل تو منو،اسیر تنهایی نکرد
کسی مثل تو برام، آیه تاریکی نشد
کسی مثل تو بمن، خنده رسوایی نکرد
عاقبت عشق دروغین و فریبنده تو

من و تا مرز بد لحظه بد نامی کشید
من هنوز دوزخی عشق دروغین توام
از تو این تشنه تن خسته به انتها رسید
از تو این تشنه تن خسته به انتها رسید


غریبه

خیلی غریبی واسه من
از چه شبی جدا شدی

از چه زمینه خاک تو
لونه سایه ها شدی

كدوم غروب نشونی داد
شب از كدوم جاده بیای

از عاشقای رهگذر
نشونیه منو بخوای

وقتی كه حرف من نبود
كدوم صدا در تو نشست

كدوم ستاره پر كشید
تو چشمای تو نطفه بست

غریبه ای اما دلم
برای تو پر میزنه

برای پیدا كردنت
به هر شبی سر میزنه

ای غریبه خوش اومدی
به جشن ساده ی تنم

بیا كه من به گریه هام
یه رنگ تازه میزنم



حسرت آلود

ای که با حسرت به دنیا، آمدی حرفی‌ بدانی‌
آمدی عمری بمانی،‌ حسرت آلود
این دو روز عمریست که مونده
امروز و دیروز و فردا
آمدی عمری بمانی‌، حسرت آلود
این همون عمر منه
عمر بی حرف منه
آمدم عمری بمانم، حسرت آلود

این همون عمر منه
عمر بی حرف منه
آمدم عمری بمانم، حسرت آلود


خورشید خزان

من، مثل خورشید خزانم
مثل برف سرد دیروز
كه اومد و رفت آب شد و مرد

این همه ساله
همش درد و غمه
این همون، این همون فردای فرداس
امروز و دیروز، همش حرف غمه
امروز و فردا و پس فردا غمه
در، گیرو داره زندگانی‌
بی‌ کسی و مهربانی‌
تنهای تنها تو میمونی‌
من، مثل خورشید خزانم
مثل برف سرد دیروز
كه اومد و رفت آب شد و مرد



میترسم

تو دلم یه دنیا درده، مثل رفتن تو سرده، می ترسم
توی سرمای زمستون، مثل یه درد بی درمون، بمونم
همیشه حرفای تو، همیشه دردای تو
توی آینه ی دلم، مثل یه برگ خزونه، مثل زخم این زمونه

تو که رفتی نمی دونی، چه جوری آخه بدونی، تنهایی
داره جونمو می گیره، وقتی که نیستی و دوری، می میرم
تو دلم حرف دلت، تو چشام عکس چشت

مثل یک قصه ی خوب ، مثل آرومی دیروز
مثل یک عکس خزونه



پاییز

وقتی چشمت پاییز میشه
باغ دلت، گلریز میشه
تصویر غم، میشینه تو
چشم سیاهت
وقتی چشات لبریز میشه
اشکای تو، آویز میشه
دونه دونه، میچیکه از چشم سیاهت
نمی دونی، دل آدما رو چه میشکونی
خودت بهتر از هرکی میدونی
که بارون پاییز می سوزونه ،دل آدما رو

میخوای بری حرفی نداری
اشکات دارن جر میکشن
رفتن همیشه پر غمه
چشمات دارن داد میزنن

آی نمیدونی، دل آدمارو چه میشکونی
خودت بهتر از هر کی میدونی
که بارون پاییز می سوزونه، دل آدما رو

وقتی چشات لبریز میشه
اشکای تو، آویز میشه
دونه دونه، میچیکه از چشم سیاهت
نمی دونی، دل آدما رو چه میشکونی
خودت بهتر از هرکی میدونی
که بارون پاییز می سوزونه ،دل آدما رو

میخوای بری حرفی نداری
اشکات دارن جر میکشن
رفتن همیشه پر غمه
چشمات دارن داد میزنن

آی نمیدونی، دل آدمارو چه میشکونی
خودت بهتر از هر کی میدونی
که بارون پاییز می سوزونه، دل آدما رو


پرستو

دلم می خواد مثل غریبه، یه گوشه دنجی بشینم، با خودم تنهای تنها و بی کس

دلم می خواد مثل پرستو، کوچه های غم و ببینم، که دیگه، می خوام کوچ کنم بمیرم

دل تنها و غمگینم، به هوای دل دیگه، پر نگیره
تک و تنها و سبک بال، دیگه هرگز به هوایی، پر نگیره

دلم می خواد مثل غریبه، یه گوشه دنجی بشینم، با خودم تنهای تنها و بی کس

دلم می خواد مثل پرستو، کوچه های غم و ببینم، که دیگه، می خوام کوچ کنم، میخوام بمیرم


پیچک

حالا دیگه تورو داشتن خیاله
دل اسیرآرزوهای محاله

غبار پشت شیشه میگه رفتی
ولی هنوز دلم باور نداره


حالا راه تو دوره دل من چه صبوره
کاش که بودی و می دیدی زندگیم چه سوت و کوره

آسمون از غم دوری دیگه روز و شب می باره
حالا تو ذهن خیابون من و تنها جا می ذاره

خاطره مثل یک پیچک می پیچه رو تن خستم
دیگه حرفی که ندارم دل به خلوت تو بستم


سراب

برای شنیدن تو
که هیچوقت برام حرفی نداری
باید بمونم اینجا
شاید یه روز بیای ببینی
تموم روزا مثل هم مثل همیشه
صدای قشنگت همه جا شنیده میشه
اما خودت که نیستی ببینی همه اش عذاب
مثل سراب وقتی میخوام دیگه نیستی
نیستی که ببینی اشکام دیگه نمیتونن
نریزن بمونن بسازن نمیرن


سرنوشت

سرنوشتم، به من میگه، دیگه روزا میمیرن
دیگه هرگز، روزای من، حرفای خوب ندارن
رفتن تو، که دیگه واسم، اشکی نمونده
نمی دونم، کجا رفتی چرا رفتی
حالا هر وقت، یادم میاد، برام چیا میگفتی
دیگه اشکم، برام میگه، حرفارو خوب میدونه
رفتن تو که دیگه واسم، اشکی نمونده
نمی دونم، کجا رفتی چرا رفتی
توی تلخی وجودم، مثل این اشکای شورم
توی این وحشت تنها، میدونم فردا میمیرم

وقتی یاد تو نباشم، دیگه از زندگی سیرم
مثل این اشکای پیرم، میدونم فردا میمیرم


غربت

دل هیشکی مثل من، غربت اینجا رو نداره
دیگه حرفای علاقه، همه مردن تو دلم
مثل گنجیشکای بی، لونه و بی جای محله
دیگه هیجا تو درختا، جای من نیست که برم
با تو بودن خیلی وقته که گذشته
بی تو بودن مثل مهر سرنوشته
دیگه اسم تو رو هی، زمزمه کردن

واسه من نه تو میشه، نه فرقی داره
بارونه، از سر شب همش میباره
تو گوشم داد میزنه، همش میناله
میگه هیشکی مثل من، غربت اینجارو نداره
زندگی، ارزش این، همه اشکا رو نداره

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 18:20  توسط آزاده قمیشی  |